جان کاساوتیس فیلم نمی‌ساخت که چیزی بفروشد. او می‌خواست «چیزی را نشان دهد که واقعاً وجود دارد»؛ رابطه‌ای میان آدم‌ها، تردید، شرم، امید و حسادتِ درونی‌ای که معمولاً پشتِ چهره‌ها پنهان می‌شود.

قسمت دوم از فصل دوم پادکست گوشه؛ «سینما در برابر پول»، درباره سینمای جان کاساوتیس

«سینما یعنی جست‌وجوی حقیقت در انسان‌ها، نه بازسازیِ ظاهرِ آن‌ها.»

جان کاساوتیس

این جمله، خلاصه‌ جهان‌بینی کاساوتیس است. برای او، هنر باید مثل زندگی باشد: گیج، صادق، بی‌نظم، با نقص و گاهی دردناک. فیلم‌هایش درباره‌ «چیزهای کوچک» است، اما همین چیزهای کوچک هستند که واقعاً ما را می‌سازند.
او هیچ علاقه‌ای به ساخت فیلم سرگرم‌کننده یا صنعتی نداشت. «سینمای او مثل اتاقی‌ست پر از نور غروب؛ همه‌چیز دیده می‌شود، اما هیچ‌چیز توضیح داده نمی‌شود».
در سینمای کلاسیک یا تجاری، روایت معمولاً طوری ساخته می‌شود که مخاطب دقیقاً بداند چه کسی حق دارد، چه کسی اشتباه کرده، چرا فلان رفتار رخ داده و در پایان چه معنایی باید برداشت کند.
اما کاساوتیس عمداً از این ساختارها پرهیز می‌کرد. او به‌جای «روایت»، موقعیت انسانی می‌ساخت؛ جایی که تماشاگر مجبور است خودش معنا را از دل تضادها و سکوت‌ها پیدا کند.
او باور داشت حقیقت انسان را باید در لحظه‌هایی یافت که روشن‌اند اما غیرقابل تفسیر؛ درست مثل اتاقی در نور غروب، جایی که چشم می‌بیند، ولی ذهن هنوز نمی‌فهمد.

فیلم باید مردم را وادار کند که درباره‌ٔ خودشان فکر کنند، نه درباره‌ٔ قهرمان‌ها یا ضدقهرمان‌ها.

شوهران

هدف او این نیست که چیزی را توضیح بدهد، بلکه می‌خواهد احساس زندگی کردن را منتقل کند؛ با تمام سردرگمی‌ها و لحظات خام و متناقضش.
در فیلم‌هایی مثل شوهران یا شب افتتاحیه، حتی پایان مشخصی وجود ندارد. صحنه‌ها گاهی طولانی، تکراری یا سرگیجه‌آورند، اما همین ویژگی باعث می‌شود احساس کنیم «داریم در لحظه زندگی می‌کنیم»، نه اینکه داریم «فیلمی با معنی و تکلیف روشن» تماشا می‌کنیم.

خانه؛ جبههٔ جنگ روحی، از چهره‌ها» تا «زنی تحت تاثیر»»

در فیلم چهره‌ها، خانه، جایی برای فروپاشی است. در زنی‌ تحت‌تاثیر، خانه به جایی برای بقا تبدیل می‌شود، جایی که عشق و جنون در هم می‌آمیزند.
«در سینمای کاساوتیس، صحنه فقط مکان نیست؛ صحنه و فضا، شکلِ احساس است.»
یعنی صحنه، به‌جای اینکه زمینه‌ای برای احساس باشد، خودش نتیجه‌ احساس است. او معتقد بود «صحنه و فضا را نباید برای نمایش جای آدم‌ها ساخت؛ باید به آدم‌ها اجازه داد تا با احساس‌شان فضا را خلق کنند». فضا در این سینما، مثل یک بدن زنده‌ست که با حضور بازیگران تغییر شکل می‌دهد.

چهره‌ها
زنی تحت‌تاثیر

در چهره‌ها وقتی شخصیت‌ها در اتاق پذیرایی
دعوا می‌کنند، قاب‌ها فشرده و بی‌ثبات‌اند، دوربین نزدیک و لرزان است. اتاق تبدیل می‌شود به تصویری از وضعیت روانی: خفگی، تنش، میلِ گفتن و ناتوانی از بیان.

در زنی تحت‌تاثیر، خانه تبدیل می‌شود به
استعاره‌ای از ذهن ناپایدارِ زن؛ دیوارها مدام تنگ‌تر حس می‌شوند، نور تغییر می‌کند، ریتم حرکت آدم‌ها دچار بی‌نظمی است.
این‌ها «فضا» نیستند به معنای فیزیکی؛ این‌ها تجسّم احساسات‌اند.

او خانواده را نه به‌ عنوان واحد اجتماعی، بلکه به‌ عنوان یک میدانِ نبرد درونی می‌دید. مردها و زن‌ها در فیلم‌هایش نمی‌خواهند همدیگر را نابود کنند، فقط می‌خواهند دیده و درک شوند. اما در جهانی که گفت‌وگو اغلب به سوء‌تفاهم ختم می‌شود، همین میل به دیده‌شدن می‌تواند به تراژدی برسد.
در نگاه کاساوتیس، عشق و خشونت دو شکل از یک انرژی‌اند؛ میل به ارتباط و دیده‌شدن.
فیلم‌هایش به ما یادآوری می‌کنند که در زندگی هم، اتاق‌ها، خیابان‌ها و خانه‌ها بی‌طرف نیستند؛ هرجا که عشق، ترس یا خشم تجربه شود، همان فضا تغییر شکل می‌دهد و در فیلم‌های کاساوتیس، این تغییر، خودِ سینماست.

آزادی و رنج در بازیگری

کاساوتیس خودش بازیگر بود، اما از بازیگری در
سیستم استودیویی متنفر بود. او می‌گفت بازیگر باید «زندگی کند، نه بازی».

شب افتتاحیه

«اگر فیلم‌ساز از ترس ِ شکست کار کند، فیلمش دروغ خواهد گفت.»
در فیلم‌هایش، دوربین روی دست، بی‌قرار و زنده است؛ مثل نگاهی انسانی که نمی‌خواهد مسلط باشد و از بالا نگاه کند. بازیگران و یاران همیشگی‌اش جِنا رولندز، بن گزّارا و پیتر فالک، نقش را نه بازی که زندگی می‌کردند.

او معتقد بود بازیگر را باید آزاد گذاشت تا مثل شرایط واقعی زندگی، اشتباه کند؛ وقتی بازیگر فقط از ترسِ خراب‌کردن بازی می‌کند، همه‌چیز از دست می‌رود.

فیلم‌برداری طولانی، برداشت‌های بی‌پایان، و گفت‌وگوهای نیمه‌بداهه، همه برای رسیدن به لحظه‌ای بود که واقعاً “اتفاق بیفتد”. برای کاساوتیس، کارگردانی یعنی فراهم‌کردن شرایط برای رخ دادن، نه طراحی کردن.
او معتقد بود، ترس از شکست، صداقت را از فیلم‌ساز می‌گیرد، و نتیجه‌اش فیلمی دروغین است.

جایی میان مستند و رویا

«کاساوتیس اولین کارگردان آمریکایی بود که عمداً مرز بین ساختگی و واقعی را پاک کرد.»
فیلم‌های او ضد روایت‌اند، اما بی‌هدف نیستند. او از ساختار کلاسیک فرار می‌کند تا به تجربه‌ای برسد که شبیه زندگی است: بی‌نظم، لحظه‌ای، و پر از سکوت‌.

جان کاساوتیس، بن گازارا و پیتر فالک، سه رفیق صمیمی

در سایه‌ها، دوربین روی شانه‌ زندگی نیویورکی حرکت می‌کند؛ فیلمی که تقریباً تصادفی به‌وجود آمد و مسیر سینمای مستقل را در آمریکا آغاز

سایه‌ها

کرد. هیچ تهیه‌کننده‌ای او را پشتیبانی نکرد، پس پول را از دوستانش قرض گرفت، فیلم را در آپارتمان خودش تدوین کرد، و خودش هم پخش‌ کرد.
فیلم شکست خورد، اما چیزی را آغاز کرد: ایمان به امکان ساختن فیلم، حتی وقتی پولی در کار نیست.

صداقت و الهام

«او نشان داد که سینما می‌تواند هم‌زمان صادق و بی‌ثبات باشد؛ مثل خود زندگی.»
کاساوتیس، پیش از هر چیز، به احساسِ انسانی وفادار بود. فیلم‌هایش از نظر مالی فاجعه بودند، اما برای بسیاری از فیلم‌سازان بعدی از سهراب شهید ثالث تا جیم جارموش الهام‌بخش شدند.
در دنیایی که فیلم، کالاست، او در برابر پول ایستاد. نه با شعار، بلکه با کار. با ساختن فیلم‌هایی که سرمایه‌دارها نمی‌خواستند و منتقدها نمی‌فهمیدند، اما مردمِ واقعی می‌توانستند در آن‌ها خودشان را پیدا کنند.
سینمای امروز هنوز وام‌دار اوست، حتی وقتی از نامش یاد نمی‌کند.

نور کم‌جان اما زنده

«کاساوتیس ایمان داشت که حتی اگر هیچ‌کس نگاه نکند، باز هم باید ساخت.» این شاید خلاصه‌ زندگی اوست.

جان کاساوتیس و همسر و یار همراهش، جنا رولندز

کاساوتیس در خانه‌اش می‌ساخت، با بازیگرانی که دوست و آشنا بودند، خودش تدوین می‌کرد، و وقتی پول نداشت، بازیگر فیلم‌های دیگران می‌شد تا بودجه‌ فیلم بعدی‌اش را فراهم کند.
سینمای او بدون پول، اما صادق بود و بدون عشق -که می‌گفت مهم‌ترین چیز برای اوست- نمی‌توانست زنده بماند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع ساخت این قسمت

Books:

- Cassavetes on Cassavetes
- Accidental Genius: How John Cassavetes Invented the Independent Film
- The Films of John Cassavetes: Pragmatism, Modernism, and the Movies
- John Cassavetes: The Adventure of Insecurity
- Just One More Thing: Stories from My Life
- Who the Hell's in It: Portraits and Conversations

سایه‌ها (ری کارنی)
سینمای مستقل جان کاساوتیس (زیر نظر پرویز جاهد)
سینمای جان کاساوتیس (سعیده طاهری و بابک کریمی)

Documentaries:

- A Constant Forge
- I'm Almost Not Crazy
- Anything for John
منابع متن وب‌سایت:



Ray Carney, Cassavetes on Cassavetes, Faber & Faber, 2001.

George Kouvaros, Where Does It Happen? John Cassavetes and Cinema at the Breaking Point, University of Minnesota Press, 2004.

Gabriella Oldham (ed.), John Cassavetes: Interviews, University Press of Mississippi, 2008.

Marshall Fine, Accidental Genius: How John Cassavetes Invented the Independent Film, Hyperion, 2005.

Richard Brody, “DVD of the Week: Husbands,” The New Yorker, 2004.

Gary Giddins, “Introduction Essay,” Criterion Collection: John Cassavetes – Five Films, 2014.

لینک تمام قسمت‌های فصل اول

لینک قسمت اول از فصل دوم پادکست گوشه؛ سینمای موج نوی چکسلواکی

Leave a Reply

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Facebook Twitter Instagram Linkedin Youtube